ابوالفضل مامانـــیابوالفضل مامانـــی، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

🌸کودک عاشورایی من ابوالفضـــل🌸

اولین پست وبلاگ نی نی موووون....》🌸

1394/8/23 20:06
نویسنده : مامی جونت
270 بازدید
اشتراک گذاری

یا الله..!!🌷

سلام ..!!🌷

سلام عزیز دلکم ..!!🌷

سلام کوچولویی 2 ماهه ام..!!🌷

این اولین پست وبلاگته که میخوام شروع کنم و از تو بنویسم ..!!🌷

اینجا از خاطرات شیرینت بنویسمو ایشالابدنیآبیایی وعکساتو بذارم 🌷

قربون صورت کوشولو وماهت بشم من 🌷

واااااییییی چه شکلی هستی مامانی جون🌷

الان اینقدرکوچولویی تو شیکمم 🌷

که حتی حست نمیکنم مامانی جان 🌷

ولی خیلی بهت احساس دارم 🌷

از الان خیلی دوست دارم🌷

عاشقت شدم 🌷

حتی بابایی 🌷

حتی خواهریت نگاری جوون..!!🌷

نمیدونیم جنسیتت چیه ؟؟🌷

ولی خواهریت گاهی میگه داداشی (.......)🌷

گاهی میگه آبجی  (....)🌷

بابایی هم که فعلابهت میگن لوبیا..🌷

زود زود احوالتو میپرسن ومیگن لوبیا بابا خوبه ؟؟🌷

آخه وقتی رفتیم سنو 5 هفته ات بووود 🌷

خانم دکتر گفت:🌷

بهتون ازصمیم قلب تبریک میگم شما باردارین!!🌷

منو باباجی اینقدر ذوق زده شده بودیم که انگار بچه اولمونه 🌷

نگارم همش میپریدو میگفت هویا هویاااا  (هوراااا)🌷

از اونجا وقتی تورو دیدیم باباجون اسمتو گذاشتن 🌷

لوبیا بابا🌷

آخه خیلی کوچولو بودی 🌷

وووویییییی ریسه میسه من..!!🌷

منو بابایی خیلی بچه دوست داریم نگار جونم داشت 3سالش میشد🌷

از خدایی مهربون خواستیم یه نی نی دیگه بهمون بده🌷

وخداروشکر حاجتمون برآورده شد🌷

توی ماه محرم متوجه شدم باردارم 🌷

متوجه شدم یه نی نی کوچولو توشیکممه..!🌷

وقت دکترم فردایی روز عاشورا بوووود 🌷

7شب تا شام غریبان روضه داشتیم مردانه و زنانه🌷

منو دلبری  نذر کردیم که اگر پسر باشه اسمشو ابالفضل بزاریم🌷

آخه عاشق این اسمیم همسری بیشتر ..!!🌷

و دیگه اینکه .....🌷

فعلایه بار رفتم دکتر عکس سونو روهم دارم باز میزارم🌷

و این روزاخوووب به خوراکم میرسم 🌷

تاخدایی نکرده ویتامین بدنت کم نباشه🌷

حال هرسه تامونم خداروشکر خوب خوبه🌷

هرسه تامون بی صبرانه منتظرت هستیم🌷

پی نوشت : و چهار وجود دارد 👪

🌸جنیـــــن در دو ماهــــــگی🌸

پسندها (2)

نظرات (0)